أبو الحسن الشعراني

513

پژوهش هاى قرآنى علامه شعرانى در تفاسير مجمع البيان، روح الجنان و منهج الصادقين (فارسى)

بايد همهء اينها با خدا مشترك باشند در ممدوحيّت . جواب آن است كه اينها ديده نمىشوند و خود هم چيزى نمىبينند ، امّا خداوند همه را مىبيند و كسى او را نمىبيند . « 1 » وَ لَوْ شاءَ اللَّهُ ما أَشْرَكُوا . « 2 » مؤلف : خداى تعالى گفت : اگر خداى خواستى ، ايشان مشرك نبودندى . اگر گويند : به نزديك شما اراده تعلّق به نفى ندارد ، بل به چيزى تعلّق دارد كه حدوثش صحيح باشد ، حكم اين آيه چگونه باشد ؟ جواب گوييم : مراد آن است كه اگر خواهد ايشان را به قهر بر ايمان دارد . پس متعلّق اراده در آيه محذوف است و آن حمل ايشان است بر ايمان بر سبيل قهر و الجا و اين اراده لا بدّ محمول باشد بر اين وجه ، از آنجا كه به ادلّه درست شده است كه خداى تعالى از كافران مريد ايمان است بر سبيل اختيار ، از آنجا كه امر كرده است ايشان را به ايمان و امر ، امر نشود بىارادهء آمر مأمور به را ، پس چون بر وجه اختيار لابدّ مريد ، مريد باشد ، اين را حمل مشيّت بر قسر و الجا بايد كردن . علّامه شعرانى : يعنى لا بدّ خداوند خواسته است كه هيچ‌كس مشرك نباشد ، امّا به اختيار خواسته است نه به جبر و اگر مىخواست مردم را به جبر به توحيد وادار كند ، هيچ‌كس مشرك نمىشد . « 3 » قُلْ إِنَّمَا الْآياتُ عِنْدَ اللَّهِ وَ ما يُشْعِرُكُمْ أَنَّها إِذا جاءَتْ لا يُؤْمِنُونَ . « 4 » مؤلف : الخطاب متوجّه إلى المشركين ، عن مجاهد و ابن زيد . و قيل : هو متوجّه إلى المؤمنين ، عن الفرّاء و غيره ؛ لأنّهم ظنّوا أنّهم لو أجيبوا إلى الآيات لآمنوا .

--> ( 1 ) . روح الجنان ، ج 5 ، ص 25 . ( 2 ) . انعام ( 6 ) آيهء 107 . ( 3 ) . روح الجنان ، ج 5 ، ص 29 . ( 4 ) . انعام ( 6 ) آيهء 109 .